اگر جنگل ها را به حال خود رها کنیم چه می گردد؟ راز بزرگ آخرین جنگل دست نخورده اروپا

به گزارش تور گرجستان ارزان، قدم زدن در انبوه درختان برای خیلی از ما حسی از کشف طبیعت بکر را به همراه دارد، اما حقیقت این است که بخش اعظم جنگل های امروزی فاصله زیادی با یک زیست بوم کاملاً وحشی دارند. بیشتر پهنه های سبزی که می بینیم، یا از ابتدا کاشت انسان بوده اند یا طی قرن ها مدیریت شده اند؛ درختان افتاده جمع آوری می شوند، فاصله ها با الگویی منظم تنظیم می شوند و گونه های تجاری اولویت رشد پیدا می نمایند. اما اگر مداخله انسان به صفر برسد و درختان را به حال خود رها کنیم چه اتفاقی می افتد؟ پاسخ این پرسش را می توان در بیاووویژا (Białowieża)، آخرین به جای مانده از جنگل های بکر و کهنسال قاره اروپا پیدا کرد.

اگر جنگل ها را به حال خود رها کنیم چه می گردد؟ راز بزرگ آخرین جنگل دست نخورده اروپا

در این مقاله قصد داریم آنالیز کنیم که زیست بوم یک جنگل بدون دستکاری انسانی چگونه به حیات خود ادامه می دهد و چرا چوب های پوسیده و درختان افتاده، برعکس تصور عمومی، شریان حیاتی حیات وحش هستند. آیا واقعاً رها کردن طبیعت باعث نابودی آن می گردد یا زیستگاه های غنی تری ایجاد می نماید؟ با هم مرور می کنیم که چرا دانشمندان، بیاووویژا را الگویی بی بدلیل برای درک شبکه حیات می دانند.

???? لیست بخش های این نوشته

(کلیک کنید)

  1. میراث عصر یخ بندان در مرز دو کشور
  2. حیاتی که از دل مرگ درختان برمی خیزد
  3. گنجینه های عجیب حیات وحش و قورباغه های لاجوردی
  4. چرا ذهنیت انسان درباره پاک سازی جنگل ها گمراه نماینده است؟
  5. تهدیدهای مدرن برای آخرین پناهگاه کهنسال قاره سبز
  6. تفاوت ساختاری جنگل های پرورشی با زیست بوم های بکر
  7. چرای سنتی در برابر جنگل داری صنعتی؛ آنالیز چالش های مرزی

میراث عصر یخ بندان در مرز دو کشور

منطقه بیاووویژا که در مرز بین لهستان و بلاروس واقع شده است، از زمان خاتمه آخرین عصر یخ بندان یعنی حدود 10 تا 12 هزار سال پیش، پیوسته پوشیده از درخت بوده است. این پهنه سبز، آخرین یادگار از جنگل های انبوهی است که روزگاری سرتاسر جلگه اروپا را می پوشاندند. با اینکه فعالیت های محدود انسانی مانند چرای دام، زنبورداری یا چوب بری انتخابی طی قرن های گذشته در حاشیه های آن وجود داشته، اما قلب این منطقه دچار تغییرات گسترده کشاورزی یا تسطیح نشد و چرخه های طبیعی زیست بوم بدون وقفه به حیات خود ادامه دادند.

وقتی در جنگل های معمولی قدم می زنید، مسیرها هموار است و درختان هم سن و منظم به نظر می رسند. اما در بیاووویژا داستان کاملاً فرق دارد. در این زیست بوم بکر، نحوه چیدمان گیاهان را نه خط کش چوب برها، بلکه باد، پیرسالی و مرگ طبیعی معین می نماید. همین تفاوت به ظاهر ساده باعث شده تا این منطقه به یکی از ارزشمندترین آزمایشگاه های طبیعی برای دانشمندان علوم زیستی تبدیل گردد.

حیاتی که از دل مرگ درختان برمی خیزد

مهم ترین ویژگی بیاووویژا که در همان نگاه اول توجه پژوهشگران را جلب می نماید، نحوه تغذیه حیات از دل مرگ است. تنه درختانی که بر اثر کهولت یا طوفان می افتند، همان جا که فرود آمده اند می مانند. حضور این تنه های بزرگ، رفت وآمد را برای انسان سخت می نماید، ولی برای حیات وحش یک نعمتی کم نظیر است (تصور رایج این است که تنه پوسیده فقط فضای جنگل را هدر می دهد، اما در عمل این چوب های مرده ستون فقرات زیست بوم هستند).

فراوری چوب مرده و تجزیه تدریجی آن زیستگاه هزاران گونه از حشرات نادر و قارچ های کمیاب را فراهم می سازد. این تنه های افتاده مثل اسفنج رطوبت را در خود نگه می دارند و در دوران خشکسالی به حفظ رطوبت خاک یاری می نمایند. علاوه بر این، تبدیل به بستر مغذی برای رشد نهال های تازه می شوند. هزاران جاندار وابستگی کاملی به درختان در حال پوسیدن دارند که به آن ها گونه های وابسته به چوب مرده یا ساپروکسیلیک (Saproxylic) گفته می گردد.

گنجینه های عجیب حیات وحش و قورباغه های لاجوردی

این بستر دست نخورده، پناهگاه حیات وحش غنی قاره است؛ از گرگ های اوراسیایی، وشق و گوزن گرفته تا گراز و سگ آبی. بعلاوه بیاووویژا اصلی ترین زیستگاه بیسون اروپایی (European bison) به شمار می رود. اما شگفتی های این منطقه فقط به پستانداران بزرگ جثه محدود نمی گردد، بلکه رفتارهای عجیب جانداران کوچک تر نیز دانشمندان را خیره نموده است.

یکی از این نمونه های شگفت انگیز، قورباغه باتلاقی با نام علمی Rana arvalis است. این دوزیست که توانایی بالایی در تحمل سرمای شدید دارد، در فصل جفت گیری تغییر چهره حیرت انگیزی می دهد. قورباغه های نر برای جلب توجه جفت، به رنگ آبی لاجوردی بسیار درخشان درمی آیند. بخشی از این تغییر رنگ در طیف فرابنفش (حدود 350 تا 400 نانومتر) رخ می دهد که برای چشم انسان قابل تماشا نیست، اما چشم قورباغه های ماده به خوبی آن را دریافت می نماید.

چرا ذهنیت انسان درباره پاک سازی جنگل ها گمراه نماینده است؟

یکی از باورهای اشتباه در مدیریت منابع طبیعی این است که جنگل خوب، جنگلی تمیز و مرتب است. ناظران معمولاً بر این باورند که باید شاخ و برگ های خشک و تنه های افتاده جمع آوری شوند تا جلوی بیماری ها یا آتش سوزی گرفته گردد. اما تجربه های به دست آمده از بیاووویژا نشان می دهد که این مداخله ها در واقع چرخه های غذایی خاک را متوقف می نماید.

وقتی چوب های مرده را از محیط خارج می کنیم، بی مهرگانی که غذا یا زیستگاهشان در این چوب هاست منقرض می شوند، پرندگان حشره خوار پناهگاه خود را از دست می دهند و خاک به مرور زمان فقیرتر می گردد. آنچه انسان آشفتگی و بی نظمی می نامد، در زبان طبیعت همان نظم واقعی و شبکه درهم تنیده حیات است.

تهدیدهای مدرن برای آخرین پناهگاه کهنسال قاره سبز

با وجود ثبت این منطقه در لیست میراث جهانی یونسکو (UNESCO)، بیاووویژا با خطرات جدی روبروست. تنها بخش کوچکی از سمت لهستان به عنوان پارک ملی کاملاً حفاظت شده اداره می گردد و باقی بخش ها تحت مدیریت تجاری قرار دارند. فشارهای سیاسی برای افزایش بهره برداری از چوب و چوب بری تجاری در سال های گذشته صدمات جبران ناپذیری به این زیستگاه وارد نموده است.

احداث دیوارهای مرزی و موانع فیزیکی شدید میان لهستان و بلاروس نیز مسیر مهاجرت و جابه جایی طبیعی پستانداران بزرگ را مختل نموده است. برداشتن تنه های پوسیده درختان کاج که بیش از 100 سال زمان برای جایگزینی آن ها احتیاج است، نشان می دهد که چقدر ساده می توان زیست بومی را که طی 10 هزار سال شکل گرفته، در عرض چند سال تخریب کرد.

تفاوت ساختاری جنگل های پرورشی با زیست بوم های بکر

آنالیز های مقایسه ای میان پهنه های دست نخورده بیاووویژا و جنگل های دست کاشت نشان می دهد که تنوع گونه ای در زیست بوم های طبیعی تا 5 برابر بیشتر از محیط های دستکاری شده است. در یک جنگل تجاری، درختان با فاصله های یکسان کاشته می شوند تا بیشترین نور را دریافت نمایند و سن همگی آن ها تقریباً یکسان است. این یکنواختی باعث می گردد که تنوع زیستی به شدت کاهش یابد، زیرا حشرات و قارچ ها احتیاجمند محیط های ناهمگن با سنین مختلف درختی هستند.

علاوه بر این، سیستم ریشه ای در زیست بوم های بکر شبکه های قارچی بسیار پیچیده ای ایجاد می نماید که به نقل و انتقال مواد مغذی میان درختان کهنسال و جوان یاری می نماید. وقتی انسان زمین را شخم می زند یا درختان را به صورت یک دست قطع می نماید، این شبکه ارتباطی زیرزمینی به کلی نابود شده و احیای مجدد آن ده ها سال زمان می برد.

چرای سنتی در برابر جنگل داری صنعتی؛ آنالیز چالش های مرزی

پرسشی که برای پژوهشگران مطرح می گردد این است که آیا هرگونه حضور انسان در جنگل الزامات تخریب را فراهم می نماید؟ داده های تاریخی بیاووویژا نشان می دهد که فعالیت های بومی کم شدت مانند چرای محدود دام یا برداشت سنتی عسل، صدمه ساختاری به همراه نداشته است. مشکل اصلی زمانی شروع شد که ماشین آلات سنگین صنعتی و دیدگاه سودآوری کوتاه مدت وارد عرصه مدیریت منابع طبیعی شدند.

مرز سیاسی میان لهستان و بلاروس چالش دیگری در حفاظت یکپارچه ایجاد نموده است. پروتکل های حفاظتی در دو سمت مرز یکسان نیست و خطوط مرزی فیزیکی مانع از جریان طبیعی ژنتیکی میان جمعیت های وحشی می گردد. برای حفظ این میراث جهانی، احتیاجمند یک دیپلوماسی محیط زیستی یکپارچه هستیم که طبیعت را فارغ از مرزهای اعتباری انسان ها مدیریت کند.

جمع بندی نهایی

آنالیز شرایط بیاووویژا به ما یادآوری می نماید که طبیعت برای بازسازی و تعادل احتیاجی به مهندسی انسان ندارد. رها کردن چوب های مرده و اجازه دادن به طی شدن چرخه های طبیعی، شریان حیاتی برای بقای هزاران گونه جانوری و گیاهی است. نگاه صنعتی به زیست بوم ها و مرتب سازی مصنوع محیط های طبیعی، جز نابودی تنوع زیستی حاصل دیگری ندارد. حفظ آخرین به جای مانده های جنگل های کهنسال زمین نه یک اقدام تجملاتی، بلکه ضرورتی حیاتی برای حفظ تعادل زیست کره و درک درست از پدیده حیات است.

منبع: یک پزشک
انتشار: 8 مرداد 1405 بروزرسانی: 8 مرداد 1405 گردآورنده: georgiaro.ir شناسه مطلب: 2749

به "اگر جنگل ها را به حال خود رها کنیم چه می گردد؟ راز بزرگ آخرین جنگل دست نخورده اروپا" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "اگر جنگل ها را به حال خود رها کنیم چه می گردد؟ راز بزرگ آخرین جنگل دست نخورده اروپا"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید